تبلیغات
جنّة المأوی

جنّة المأوی
" مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثىَ‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَوةً طَیِّبَةً " 
قالب وبلاگ
نویسندگان

ای نور خدا امام هادی

وی مکتب عشق را منادی

ای در کف تو لوای قرآن

وی مجری آیه های قرآن

در اوج طلوع روشنائی

آیینه ی پاک حق نمائی




[ دوشنبه 29 مهر 1392 ] [ 09:31 ق.ظ ] [ جنّة المأوی ]

دید موسی یک شبانی را به راه........کو همی گفت ای خدا و ای اله 

تو  کجائی تا شوم من چاکرت؟...........چارقت دوزم ،کنم شانه سرت؟

دستکت بوسم  ، بمالم پایکت............وقت خواب آید  ،  بروبم جایکت 

ای خدای من ،فدایت جان من............جمله فرزندان و خان و مان من

ای فدای تو همه بزهای  من..........ای به یادت هی هی و هیهای من

گر تو را بیمارئی آید به  پیش .......من توراغمخوارباشم همچوخویش

گفت موسی:حال خیره سرشدی!......خودمسلمان ناشده کافرشدی!

این چه ژاژاست وچه کفرست وفشار.....پنبه ای اندردهان خودفشار!

گفت:موسی،دهانم دوختی..................از پشیمانی تو جانم سوختی

جامه را بدرید و آهی کرد تفت...................سر نهاد اندربیابان و برفت

وحی آمدسوی موسی ازخدا :  ...................بنده ما را زما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی.........................نی برای فصل کردن آمدی

ما برون را ننگریم و قال را........................مادرون را بنگریم و حال را

ملت عشق ازهمه دینهاجداست.......عاشقان راملت ومذهب خداست

لعل راگرمهرنبود،باک نیست...........عشق دردریای غم غمناک نیست

چونکه موسی این عتاب ازحق شنید.........دربیابان، درپی چوپان دوید

برنشان پاک آن سرگشته راند.......................گرد از پربیابان برفشاند

عاقبت دریافت و او را بدید..................گفت مژده ده که دستوری رسید

هیچ آداب و ترتیبی مجوی...................هرچه میخواهد دل تنگت، بگوی





[ چهارشنبه 30 مرداد 1392 ] [ 12:12 ب.ظ ] [ جنّة المأوی ]

الهی...

تو ما را برگرفتی و کسی نگفت که بردار. اکنون که برگرفتی وا مگذار و در سایه لطف و عنایت خود میدار..




[ یکشنبه 12 خرداد 1392 ] [ 05:20 ب.ظ ] [ جنّة المأوی ]

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری

کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی

ای آنکه در حجابت دریای نور داری

من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟

برعکس چشمهایم چشمی صبور داری

از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما

کوک است ساز دلها، کی میل شور داری؟

در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت

کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟




[ پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 ] [ 09:45 ب.ظ ] [ جنّة المأوی ]

خــــدا تنها روزنه امیدی است كه هیچگاه بسته نمی شود،
تنها كسی است كه با دهان بسته هم می توان صدایش كرد،
با پای شكسته هم می توان سراغش رفت،
تنها خریداریست كه اجناس شكسته را بهتر برمی دارد،
تنها كسی است كه وقتی همه رفتند می ماند،
...وقتی همه پشت كردند آغوش می گشاید،
وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت می شود
و تنها سلطانی است كه دلش با بخشیدن آرام می گیرد نه با تنبیه كردن.
خـــــــــــدا را برایتان آرزو دارم...






[ یکشنبه 27 اسفند 1391 ] [ 12:13 ب.ظ ] [ جنّة المأوی ]

الهی! تو آنی كه از احاطت اوهام بیرونی، و از ادراك عقل مصونی، نه مُدرَك عیونی، كارساز هر مفتونی، و شادساز هر محزونی، در حكم، بی‌چرا، و در ذات بی‌چند، و در صفات بی‌چونی.
الهی! در جلال، رحمانی، در كمال، سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مكانی، نه كسی به تو ماند، و نه به كسی مانی، پیداست كه در میان جانی، بلكه جان زنده به چیزی است كه تو آنی.
الهی! یكتای بی‌همتایی، قیّوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفّایی، از شریك مبرّایی، اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزّز به تاج كبریایی، مسندنشین استغنایی، به تو رسد ملك خدایی.
الهی! نام تو، ما را جواز، مهر تو، ما را جهاز، شناخت تو، ما را امان، لطف تو، ما را عیان.
الهی! ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مؤمنان را گواهی، چه عزیز است آن كس كه تو خواهی.

خواجه عبدالله انصاری




[ جمعه 6 بهمن 1391 ] [ 03:56 ب.ظ ] [ جنّة المأوی ]

 

آدینه همیشه بوی باران دارد           آیینه، غبار غم به دامان دارد

وا کن راه تماشا، ای اشک!              امروز دلم دوباره،مهمان دارد




[ شنبه 30 دی 1391 ] [ 07:37 ب.ظ ] [ جنّة المأوی ]

باز باران با ترانه

میخورد بر بام خانه

یادم آمد کربلا را

دشت پر شور و بلا را

گردش یک ظهر غمگین

گرم و خونین

لرزش طفلان نالان

زیر تیغ و نیزه ها را

با صدای گریه های کودکانه

و اندرین صحرای سوزان

میدود طفلی سه ساله

پر ز ناله، دلشکسته، پای خسته

آه باران، قطره قطره

میچکد از چوب محمل

آه باران، کی ببارد بر لب عطشان یاران؟

تر کند از آن گلو را.. آه باران... آه باران...




[ جمعه 26 آبان 1391 ] [ 06:50 ب.ظ ] [ جنّة المأوی ]

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمودند:

"هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار."

"رمضان ماهى است كه ابتدایش رحمت و میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم است."

حواسمان هست؟؟

ثلث ماه خدا را پشت سر گذاشتیم..

مبادا میهمانی تمام شود و ما دست خالی...

 

 




[ یکشنبه 8 مرداد 1391 ] [ 04:37 ب.ظ ] [ جنّة المأوی ]

یا حسین(ع)، نام تو آرامش جان من است..

ای کاش نام من نیز آرامش جان تو باشد، مولای من..

مولای مهربونم، تولدتون مبارک...




[ شنبه 3 تیر 1391 ] [ 04:29 ق.ظ ] [ جنّة المأوی ]

یک،دو،سه!

مسابقه شروع شد و بعضی هامان،خرگوش قصه آفرینش شدیم!

به خودمان زیاد اعتماد کردیم و خدا را ... .

و همیشه لاک پشت این قصه، زودتر به خط پایان میرسد.

آرام و مطمئن!

 

 




[ یکشنبه 21 خرداد 1391 ] [ 07:19 ب.ظ ] [ جنّة المأوی ]

ای آفتاب روشنم ای همسرم مرو

اینگونه از مقابل چشم ترم مرو


با تو تمام زندگیم بوی سیب داشت

ای میوه بهشتی پیغمبرم مرو


جان مرا بگیر خداحافظی مكن

از روبروی دیده ی ناباورم مرو


تا قول ماندن از تو نگیرم نمی روم

ای سایه بلند سر، از سرم مرو


لطف شب عروسی دختر به مادر است

پس لااقل به خاطر این دخترم مرو
...




[ پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 ] [ 01:14 ق.ظ ] [ جنّة المأوی ]



[ پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391 ] [ 12:36 ق.ظ ] [ جنّة المأوی ]

صدای آب هرگز زیبا نخواهد بود

اگر صخره و سنگی

در مسیر زندگی نباشد...




[ سه شنبه 23 اسفند 1390 ] [ 03:27 ب.ظ ] [ جنّة المأوی ]

مسافر نباش، مهاجر باش

که عاقبت هر سفری بازگشت است

ولی مهاجر مقصدش سفر است...




[ سه شنبه 20 دی 1390 ] [ 11:01 ب.ظ ] [ جنّة المأوی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب